میمیرم برات

 
اس ام اس های خوشکل و عاشقونه (sms )
نویسنده : فرشته مهربون - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧
 


دل شکسته ......

مطئن باش و برو                                                                                     ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست                                                                    و چه زشت

به من و سادگی ام خندیدی                                                         به من و عشقی پاک

که پر از یاد تو بود                                                                                                       و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود

تو برو ، برو تا راحتتر                                                                                              تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم


عزیزم بقیشو که چند تا sms با حاله رو تو ادامه مطلب بخون ....... 





با شرکت در گروه های هرمی و جمع آوری چند نفر زیرمجموعه متوجه خواهید شد که از خودتون خل تر هم وجود داره و به آینده خود خوشبین می شوید...
- مجمع خل و چل های گلدکوئست!!

 

مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت
به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود
تو برو ، برو تا راحتتر
تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

### 0<-<####
هی! این کار رو نکن! از روی ریل بلند شو! قطار میاد زیرت می گیره... تو فقط مدت کوتاهی منو ندیدی! صبور باش! دوباره منو می بینی!

 

###o<-<####
چیه فکر کردی از دوریت رفتم رو ریل قطار خوابیدن که خودمو بکشم ؟؟
.
.
.
نه داداش !! اگه گوشیتو 90 درجه به سمت راست بچرخونی میبینی که به کوریه چشم حصود دارم از نردبون ترقی بالا میرم !!!

 سهام عدالت معلولان رو دارن می دن... اس ام اس دادم جا نمونی!

 

الکساندر دوما میگه : هیچ وقت قول یک پسر بچه را جدی نگیر! اما همیشه از تهدیدات یک دختربچه بترس

 

پسرا اول دروغ می گن بعد سعی می کنن یه جوری روش خاک بپاشن ولی دخترا اول از در راستی در می یان بعد برای اینکه کم نیارن دروغ می گن

 

می گن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه می کنه، ستاره ها براش چشمک می زنن و لذت می برن! یه وقت تو به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون!

لحظه ها در پی هم می گذرند و میان آنها تو فقط می مانی
لحظه ای با من باش، تا ابد در دل من مهمانی

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم

مارک تواین می گوید: بهتر است دهان خود را ببندید و ابله به نظر برسید تا اینکه آن را باز کنید و همه تردیدها را از میان ببرید

بابا کجایی؟ نیستی؟ تو پیستی؟ توریستی‌ ؟ خدایی نکرده مریض که نیستی؟ راستی با این که یاد ما نیستی; ولی اول لیستی; یعنی بیست بیستی

مردم هم مثل میخها, وقتی جهتشان را گم کنند, تاثیرشان را از دست میدهند و شروع به خم شدن می کنند

هر روز 17 بار بر سجاده به جزر و مد می ایستیم تا "دریا" شدن فراموشمان نشود

انسان بزرگ نیست جز به وسیله ی فکرش, شریف نیست جز به واسطه ی احساساتش و قابل احترام نیست جز به سبب اعمال نیکش

هیچ کس فکر نکرد که در آبادیه ویران شده دیگر نان نیست و همه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست

هیچ وقت از خدا نخواه که همه ی دنیا مال تو باشه ... همیشه از خدا بخواه کسی که همه ی دنیای توست مال کسی دیگه نباشه

میگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند تا من برات بمیرم

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند

اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنیارا در هشتاد روز بچرخم،ترجیح میدهم دور تو بچرخم، چون تو دنیای منی

قومی متفکرند در مذهب و دین ..... قومی به گمان فتاده در راه یقین ...... می ترسم از آنکه بانگ آید روزی ..... کای بیخبران راه نه آن است و نه این

عشق تو همچون افقی بی انتهاست .... قلب من خالی ز هر رنگ و ریاست .... زندگی با آرزو ها روبروست .... با تو بودن از برایم آرزوست

دل تو ساحل و چشم تو دریاست نشستن در کنار هر دو زیباست .... دل من قایق گم کرده راهی که در آرامش چشم تو پیداست

سلام چهار حرف داره .... عشق سه حرف داره ..... گل دو حرف داره ..... اما تو حرف نداری

ز فراق سینه سوزت غم سینه سوز د ارم ..... گل من قسم به چشمت که نه شب نه روز دارم ..... ز شراب بوسه هایت که هنوز از آن مستم ...... گل من نه اکنون همه عمر تو را پرستم

مهر دل ما مدام تقدیم شما .... عمری که شود به کام تقدیم شما .... پیدا نشد آن هدیه که در شأن شماست .... یک باغ گل سلام تقدیم شما

زندگی عمریست که اجل در پی آن میتازد هر کس غم بیهوده خورد می بازد

به <@> من تو ><( ( (:> ..........................نفهمیدی؟ میگم به چشم من تو ماهی!!

تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی

کاش روز دیدنت فردا نبود!!! کاش میشد هیچ کس تنها نبود ... کاش میشد دیدنت رویا نبود ..... گفته بودی با تو می مانم !! ولی ..... رفتی و گفتی و اینجا جا نبود .... سالیان سال تنها مانده ام ..... شاید این رفتن سزای من نبود ...... من دعا کردم برای بازگشت ...... دست های تو ولی بالا نبود ...... باز هم گفتی که فردا میرسی ...... کاش روز دیدنت فردا نبود !!!

پدرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شبءحالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبود

نجوم نخوندم،ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم...فیزیک نخوندم،ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق , ژول و کالری و وات و ... نیست ... زیست شناسی نخوندم،ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه... شیمی نخوندم،ولی می دونم اگه عشق نباشه مولکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن

خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد ...!

یکی میدونه که دوستش داری، یکی نمیدونه دوستش داری! بیچاره اونی که فکر میکنه دوستش داری!!

اگر دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن نداری اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل یه نفر برات تنگ شده

بگیر از من تو این دل یادبودی، که تنها لایق این دل تو بودی، هزاران خواستند این دل بگیرند، ندادم چون عزیز دل تو بودی

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم ... تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد ... من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم

یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم و بدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است

اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

عشق به دنبال سلطه جویی نیست ، عشق در جستجوی راهی برای تسلیم شدن است